السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

19

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

جهت اولين كار ضرورى اين است كه احوال مخصوص موجود به ماهو موجود ( اصل وجود صرف‌نظر از نوع وجود ) را شناسايى كنيم تا بتوانيم موجود واقعى را از غير موجود در سطح كلى تمييز دهيم . علمى كه اين مسئوليت را بر عهده مىگيرد « فلسفهء الهى » است و بنا بر اين « حكمت » و يا فلسفه الهى علمى است كه از احوال و خصوصيات موجود به ماهو موجود بحث مىكند . اين علم را « فلسفه نخستين » « 1 » و علم اعلى نيز مىنامند و « موضوع » آن موجود به ماهو موجود است و « هدف » از آن امتياز دادن و جدا كردن موجودات حقيقى از غير حقيقى ، و شناخت علل عالىِ وجود و به خصوص علت نخستين كه سلسله وجودات به او ختم مىگردد و همين طور شناخت اسما و صفات علت نخستين مىباشد .

--> ( 1 ) . از اين نظر كه علم به نخستين موجود يعنى علت نخستين است ، چنان‌كه ابن سينا اين‌طور گفته است يا چون علم به نخستين چيز از نظر تحقق يعنى خداوند ، واولين چيز از نظر مفهوم يعنى هستى مىباشد كه صدر المتألهين اين‌طور تفسير كرده است .